پادشاه یا ملکه زندگی خودت باش!

راستش بین انتخاب اسم مثبت اندیشی یا قانون جذب برای این صفحه تردید داشتم. چیزی که من و افراد بسیار زیادی توی دنیا راجع بهش به یقین رسیدیم اینه که هر چقدر بیشتر راجع به خودت ، اطرافیانت و دنیا فکرهای خوب تو سرت باشه ، چیزهای بهتری سر راهت میاد. انگار دنیا برای آدم های سپاسگزار پارتی بازی میکنه و اتفاقات و آدم های خوب رو سر راهشون میاره . موضوع جالب تر میشه وقتی این سپاسگزاری از خودمون باشه ، یعنی از خودمون متچکر باشیم یعنی خودمون رو واقعا و از ته قلب دوست داشته باشیم و یا به عبارت دیگه خودمون رو باور داشته باشیم!

خودم را باور داشتم!!!

چقدر این جمله رو از دهن آدم های موفق شنیدید؟ از این به بعد هم خیلی این جمله رو هم زیاد خواهید شنید. موفقیت هم مثل ریاضی ، مثل فیزیک فرمول داره ، راه داره ! اولین فرمول برای موفقیت اینه که من خودم رو باور داشته باشم و مطمئن باشم از پسش برمیام . من عاشق خودم هستم و لیاقت بهترین زندگی و بهترین شرایط و بهترین دوستان رو دارم ، من در قبال خودم مسئول هستم ، مسئول خوشبخت کردن خودم! من از خودم و همه تلاش هایی که برای خوشحالی خودم میکنم سپاسگزارم! و وقتی به این حس درونی رسیدم دنیا هم شروع میکنه به پارتی بازی کردن برای دادن همه چیزهای خوب به من!

ما همونی میشیم که باور داریم . پس اینجا ، توی این صفحه قرارمون اینه که هر باور منفی و غیر مفیدی رو که داریم دور بریزیم و بجاش مغز و قلبمون پر کنیم از چیزهای مثبت و خوب! و بعد معجزه های دنیا برای ما شروع میشن ...

ما تبدیل میشیم به یک آدم دوست داشتنی ، زیبا ، موفق و شاد ...

لازم به یادآوری است تمام مطالب این صفحه و حتی بسیار کامل تر آنها بصورت ویس در کانال تگرامی کودک آفتاب موجود میباشد . پس برای پیوستن به کانال کودک آفتاب تردید نکنید.

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان خودم مهم ترین برای خودم

به نام خدای مهربان که تک تک ما را عاشقانه دوست می دارد . سلام به کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و قانون جذبی و همه دوستان خوبم در سایت کودک آفتاب . من مریم اقبال هستم و واقعا خوشحالم از اینکه امروز هم می توانم در کنارتون باشم امروز می خواهم دوباره راجع به خودم و اهمیت خود درونیمون با شما صحبت کنم. نمیدانم شما تا حالا به این نکته پی بردید که چقدر خود درونی ما برای خودمان مهم هست یا نه؟! بگذارید این جوری مثال بزنم که جمله یک ذره راحت تر شود؛ خود درونی مریم برای خود مریم خیلی اهمیت دارد بدون اینکه بهش آگاه باشد مثال میزنم من لباس های خودم را خیلی دوست دارم و خیلی خرید کردن و لباس نو خریدن را دوست دارم به این خاطر که با خریدن لباس های قشنگ احساس زیبایی به خود درونی ام دست می دهد یعنی خود درونی من شاد می شود و احساس خوبی پیدا می کند. من مادرم را خیلی دوست دارم به این خاطر که اول از همه مادر خود درونی من است یعنی چه؟! من مادر کس دیگری را دوست ندارم اگر می خواستم بگم من مادرم را دوست دارم چون مادرست خوب باید مادر بقیه آدم ها را هم به اندازه مادر خودم دوست میداشتم ولی من فقط مادر خودم را آنجوری عاشقانه دوست دارم چون در نهایت آن مادر ، یعنی مادر من آن احساسات خوب را ، آن حال خوب را به خود درونی من داده است و به من درونی ام محبت کرده است و من حالا به خاطر آن احساسات قشنگی که از مادرم میگیرم مادرم را دوست دارم و نگران از دست دادنش هستم ، نگران نبودنش هستم ، به این خاطر که در واقع من نگران خودم میشوم ، نگران نگرفتن آن احساسات قشنگ برای خودم میشوم ، همین احساسات در مورد پدرم ، در مورد دوستم ، در مورد خواهرم ، در مورد تک تک عزیزانم وجود دارد. من دوستانم را دوست دارم چون احساس قشنگی بمن میدهند ، احساس خوبی از بودن با آنها به من دست می دهد ، من خواهرم را، برادرم را دوست دارم چون در کنار آنها احساس امنیت و شادی به من دست می دهد.

اگر توجه کنید یک ((من )) درون همه جملات من وجود داشت. می خواهم اهمیت ((من)) را بگویم ما هرگز پدر دیگران را در آن درجه از عشقی که به پدر خودمان داریم دوست نداریم به این خاطر که پدر من احساس امنیت خوبی به من می دهد میدانم که شاید یک ذره جملات من گیج کننده باشد ولی اگر بخواهم باز هم با مثال بگویم ما آنقدر در ناخوداگاهمان خودمان را دوست داریم و خودمان برای خودمان حائز اهمیت هستیم و خودمان آنقدر برای خودمان مهم هستیم که چیزهایی از اطرافمان را دوست داریم که احساس خوبی به آن خود درونیمان می دهد و چیزهایی در اطرافمان هست که می ترسیم و درباره ی آنها نگرانیم که احساس ناامنی و حال بد را به خود درونیمان می دهند مثلا من اگر از آینده میترسم به خاطر این نیست که آینده ترسناک باشد به خاطر این هست که ممکن هست خود درونی من در آینده شرایطش ، شرایط مناسبی به اندازه ی الان نباشد من اگر تغییر را دوست ندارم یا از تغییر می ترسم به خاطر این هست که دوست ندارم خود درونی ام دچار مشکل شود یا به تکاپو بیفتد.

همه ی اینها به صورت ناخوداگاه است ما فکر می کنیم که من نگران برادرم هستم چون برادرم را دوست دارم به این فکر نمی کنم که شاید در واقع من نگران برادرم هستم چون وقتی که برادرم هست من احساس امنیت بیشتری دارم ، من احساس امنیت و شادی بهتری دارم یعنی باز بر میگردد به خود درونی من . اگر شما پدر و مادر هستید شاید بخشی از وجودتان بچه های خودتان را دوست دارد ، دوست داشته باشد بچه دار شود برای اینکه یک احساس امنیت خاطری در مورد آینده به شما دست می دهد یک احساس خوب لذت بخشی از اینکه بچه ی خودتان را داشته باشید یک چیزی مثل نژاد خودتان را داشته باشد ، یک چیزی از خون خودتان را داشته باشید باز هم باید این را بگویم که میدانم یک ذره بحث امروز شاید کمی سخت باشد ولی به آن فکر کنید ، هر کدام ما خود درونیش برای خودش خیلی مهم است .ترس از ناشناخته ها ، این ترس از ندانستن اینکه در آینده چه اتفاقی برای من درونی ام می افتد باعث یک احساس ترسی در من می شود خیلی از ماها وقتی عزیزی را از دست می دهد می داند آن طرف حالا رفته است به یک دنیای دیگر و سفرش را ادامه داده است ولی در واقع خیلی ناراحتی می کند خیلی بی تابی می کند چون دیگر نمی تواند آن عزیزیش را ببیند دیگر نمی تواند آن احساسات خوب را از عزیزش بگیرد یعنی در واقع ما باز هم نگران خودمان هستیم این موضوع در ناخوداگاه همه ی ما وجود دارد و اتفاقا اصلا چیز بدی نیست این نشان می دهد که من درونی ام چقدر برای خودم مهم هستم پس برای خوشبخت کردن من درونی ام باید تلاش کنم. ما وقتی احساس خوشبختی میکنیم ، وقتی احساس حال خوب میکنیم که آن خود درونی ما حالش خوب باشد آن خود درونی ما در امنیت باشد آن خود درونی ما احساس رو به پیشرفت و رو به خوبی داشته باشد در مطالب بعدی می خواهم راجع به این صحبت کنم که چطور میتوانیم به خود درونیمان احساس خوب بدهیم و چطوری میتوانیم به خود درونیمان احساس خوشبختی بدهیم.

مریم اقبال

۱۸ دی ۱۳۹۷

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان تجسم در قانون جذب

سلام به کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و قانون جذبی و همه دوستان خوبم در سایت کودک آفتاب من مریم اقبال هستم و واقعا خوشحالم از اینکه امروز هم می تونم در کنارتون باشم امروز می خواهم راجع به دنبال کردن رویاها و علایقمون صحبت کنم ، خوب قانون جذب خیلی روی این تاکید دارد که شما لازم نیست کارهای خیلی بزرگ انجام دهید ، کارهای سخت انجام دهید حتی تلاش اضافی کنید فقط کافی است چیزهایی را که می خواهید تصور کنید ، چیزهایی که می خواهید را به آنها فکر کنید و بعد آن چیزهای خوب وارد زندگی شما می شوند و همین نکات در قانون جذب باعث شده است که خیلی ها به اشتباه فکر کنند که چطور می شود که من فقط با تصور کردن یک چیزی آن را به زندگی خودم دعوت کنم ((مثلا من الان تجسم کنم که من یک کاخ دارم و آن کاخ برای من تبدیل به واقعیت شود)) ولی هیچوقت این را در نظر نمی گیرند که قانون جذب به ما می گوید که رویاهایت را دنبال کن .

وقتی شما دارید تجسم و تصور می کنید هیچ وقت از شغلی که دوستش ندارید به ثروت نمی رسید بلکه همیشه خود را در آن شرایطی تصور می کنید که آن شرایط را دوست دارید ، که عاشق آن شرایط هست ، مثلا من اگر بخواهم برای خودم ثروت را تجسم کنم این را تجسم می کنم که یک شرکت برنامه نویسی بزرگ دارم چون من عاشق برنامه نویسی هستم و یا مثلا من یک برنامه نویس خیلی موفق هستم و از طریق این برنامه نویسی ها ، برنامه نویسی خارق العاده ، به ثروت خیلی زیادی رسیده ام . خوب نکته ی این چیست ؟ نکته این هست که به ما یاد می دهد رویاهای خودمان را زندگی کنیم ، رویاهای خودمان را بسازیم وقتی من دارم تجسم می کنم هیچوقت خودم را در یک شغل مثلا مثل اینکه معلم ریاضی باشم تجسم نمی کنم چون مثلا من هیچوقت دوست ندارم معلم ریاضی باشم . نمی گویم من از طریق اینکه مثلا ریاضی را خیلی خوب به دیگران درس بدهم آدم خیلی پولداری می شوم چون من اصلا این شغل را دوست ندارم اما از طریق برنامه نویسی که رویای من هست می توانم. چرا ؟ چون من عاشق برنامه نویسی هستم با عشق برنامه نویسی می کنم برای شما هم همین طور هست که وقتی می خواهید خودتان را تجسم کنید و خیال کنید و تصور بکنید خودتان را در چیزی تصور کنید که دوستش دارید مثلا چون میدانم بازیگری رویای خیلی ها هست بازیگری را می گویم مثلا شما این تجسم و این خیال را درست می کنید من یک بازیگر خیلی پولدار هستم ، خیلی موفق هستم ، خیلی با استعداد هستم و از طریق بازیگری به پول زیادی رسیده ام یا اینکه من یک خواننده بسیار موفق و بسیار پولدار شدم شما خوانندگی را تصور کردید چون خوانندگی رویای شماست چون خوانندگی چیزی هست که شما با عشقتان آن را انجام می دهید قانون جذب همین را می گوید که برو دنبال رویایت ، برو دنبال استعدادت ، برو دنبال چیزی که میدانی در آن خوب هستی شما اگر بازیگری دوست دارید ، اگر نقاشی دوست دارید اگر حتی نویسندگی دوست دارید ، هرچیزی ... من از رویای شما خبر ندارم ولی شما خوب رویای خودتان را میدانید ، رویای خودتان را به واقعیت تبدیل کنید یعنی بروید در رویای خودتان حرفه ای شوید یعنی ببینید چه چیزی را بیشتر از همه چیز دوست دارید ، اگر نقاشی است شروع کنید به کلاس نقاشی بروید و خودتان را قوی و قوی و قوی تر کنید تا یک روز نقاش خیلی موفقی شوید ، اگر نویسندگی است شروع کنید به کلاس های نویسندگی بروید ، شروع کنید به نوشتن تا یک روزی نویسنده ی خیلی بزرگی شوید ، اگر معلمی است شروع کنید به یادگرفتن شروع کنید به خواندن کتاب ، شروع کنید به نقش معلم ها را بازی کردن تا یک روز معلم خیلی خوبی شوید ، اگر رویای شما پلیس شدن هست شروع کنید به ورزش کردن ، شروع کنید از فکرتان استفاده کردن ، شروع کنید باز هم به کتاب خواندن ، یک پلیس برای موفق بودن به فکر خیلی سرزنده ، به فکر خیلی خلاق نیاز دارد و به بدن سالم پس شروع کنید به ورزش کردن این جوری می شود که رویا شما به حقیقت می پیوندد این جوری میشود که شما رویای خودتان را زندگی میکنید ، این جوری می شود که شما از سن خیلی کم خودتان را آماده می کنید برای آن چیزی که دوسش دارید تا موفق بشوید و حرفه ای بشوید .

یک نویسنده ی خیلی بزرگ می گوید: شما اگر فقط روزی یک ربع راجع به یک مسئله ای مطالعه کنید ، بعد از سه سال شما در آن موضوع حرفه ای هستید ، حالا شما حساب کنید که شما اگر تجسم کنید و مشخص شود که چه شغلی را دوست دارید ، رویای شما برای شغل خودتان چیست ؟! رویای شما برای آیندتان چیست؟! از همین امروز شروع می کنید و از همین امروز خودتان را در آن زمینه قوی می کنید و وقتی شما بزرگ و بزرگ تر بشوید در آن زمینه کاملا حرفه ای شده اید و می توانید پول های خیلی زیادی به دست بیاورید می توانید موفقیت خیلی بزرگی به دست آورید پس شروع کنید از همین امروز رویاپردازی کنید ، رویای شغلتان را داشته باشید رویای پولدار شدنتان در آن شغل داشته باشید و بیبنید آن شغل چیست ؟ ببینید شما در کدام کار هست که دوست دارید موفق شوید ، کدام کار است که از انجام دادن آن خسته نمی شوید ، کدام کار است که اگر ساعت ها هم انجامش بدهید اصلا احساس خستگی که نمی کنید هیچ بلکه احساس عاشقی می کنید ، احساس حال خوب می کنید ، همان کار را انجام دهید همان کار را شروع کنید به یادگرفتن ، همان کار را شروع کنید به تجربه جمع کردن در مورد آن ، به شما قول میدهم که موفق میشوید، شما میتوانید ...

مریم اقبال

۰۹ دی ۱۳۹۷

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان روز جدید با قانون جذب

سلام به کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و قانون جذبی و همه ی دوستان خوبم در کودک آفتاب من مریم اقبال هستم و خیلی خوشحال از اینکه امروز هم می توانم درخدمت شما باشم امروز میخواهم با شما راجع به این صحبت کنم که هر روز زندگی ما یک برگ جدیدی از زندگی ماست من نمیدانم که شما در چه شرایطی از زندگیتان هستید ، زندگی بر وفق مرادتان هست یا نه ، ناراحتی هایی از زندگیتان دارید ، اشتباهاتی در گذشته تان انجام داده اید که به خاطر آن اشتباهات ناراحت هستید ! یا اتفاقاتی افتاده است و چیزهایی را از دست داده اید که به خاطر آن چیزهایی که از دست داده اید ناراحتید ! آن اتفاق ممکن هست کوچک یا خیلی بزرگ باشد ، ممکن است شمایی که الان دارید این مطلب را میخوانید خود را آدم خوشبختی بدانید و شاید یا خودتان را خوشبخت ندانید ، به خاطر اینکه مشکلات زیادی در زندگیتان دارید! من میخواهم به شما این امیدواری را بدهم که شما هر کسی که هستید و هر جای زندگیتان هستید، هر چه قدر مشکلات سخت یا راحت باشند فرقی ندارد هر روز زندگی شما یک روز تازه است میتوانید آن روز را از نو شروع کنید، می توانید آن روز به خودتان بگویید من امروز را به شیوه ی جدیدی زندگی میکنم ، من امروز را قانون جذبی یا مثبت اندیشی زندگی میکنم این چه فایده ای برای ما دارد ؟

اولین فایده اش این است که شما ممکن است در گذشته اشتباهاتی انجام داده باشید ، خودتان را اصلا به خاطر اشتباهاتی که انجام داده اید سرزنش نکنید چون تنها کسی که در دنیا دارد شما را سرزنش می کند خودتان هستید حتی ممکن هست دیگران هم کار شما را فراموش کرده باشند ولی شما هنوز دارید خودتان را سرزنش می کنید و نکته ی جالب تر اینست که ما در مطالب خیلی قبل تر راجع به این صحبت کردیم که خدا شما را آنقدر دوست دارد و آنقدر منتظر لبخند شماست، آنقدر منتظر حال خوب شماست که برا یش مهم نیست که شما در گذشته اشتباهی انجام داده اید ، مطمئن باشید اشتباه شما تا زمانی که در ذهن شماست اشتباه است!!!!

همین لحظه و همین جا تصمیم بگیرید خودتان را ببخشید ، دنیا خیلی قبلتر شما را بخشیده اگر میبینید هنوز آن اشتباه برای شما نتیجه های بدی دارد به خاطر این است که هنوز شما خودتان را نبخشیده اید ، اگر شما تصمیم بگیرید که همین لحظه و همین جا خودتان را ببخشید خودتان را از ته قلبتان ببخشید متوجه می شوید دنیا خیلی وقت پیش شما را بخشیده است ، خداوند خیلی وقت پیش شما را بخشیده است .

امروز یک روز نو است و تصمیم بگیرید که امروز را نو زندگی کنید ، از امروز قانون جذبی زندگی کنید و از امروز خوشحال و امیدوار زندگی کنید ، مدت خیلی زیادی طول نمی کشد که شما اگر به شیوه ی جدید زندگی کنید نعمت های جدید به سوی شما می آید پس خودتان را با هرکاری که در گذشته انجام داده اید ببخشید و فقط کافی برای بخشیدن خودتان یک کار بکنید ؛ ما یک چیزی در دینمان داریم که باید گوشت بدنتان بریزد اگر میخواهید توبه کنید باید خیلی ناراحت باشید ، من میخواهم به شما یک راه خیلی راحت تر نشان بدهم و آن هم این هست که تنها کاری که حالا اسم دینی آن میشود توبه ، من اسمش را میگذارم ((بخشیدن خود)) این هست که با خودتان عهد ببندید و بگویید من دیگر اشتباهات گذشته را تکرار نمی کنم ، من میخواهم آدم جدیدی بشوم و برای آدم جدید شدن تلاش می کنم ، من تلاش میکنم که دیگر هرگز اشتباه گذشته را تکرار نکنم، من تلاش میکنم اشتباهات گذشته ی خود را با کارهای خوبی که هر روز انجام میدهم جبران کنم و فقط گفتن همین ها و فقط گرفتن همین تصمیم مساوی است با عوض شدن زندگی شما ، پس در گذشته تان هر اشتباهی که هست ، هر حادثه ی تلخی که هست بگذارید در همان گذشته بماند حتی اگر امروزتان اشتباهی انجام داده اید ، اشتباهتان را بگذارید در گذشته ی همین امروز بماند و فردا را سبک و بدون تحمل بارهای اضافی گذشته شروع کنید و سپس نتیجه آن را که بهترین نتیجه است را خواهید دید و این لحظه شروع همه ی لحظات پیش روی شماست، پس از همین لحظه با خودتان تصمیم بگیرید با خودتان عهد ببندید که خودتان را ببخشبد برای اشتباهی که انجام داده اید و جبرانش این باشد که کارهای خوب انجام دهید و دیگر تکرارش نکنید و فقط بعد از این ببینید که زندگیتان به چه شیوه عالی عوض می شود .

اگر یک اتفاقی در زندگی شما روی داده است که شما در آن مقصر نبوده اید باز هم جای جبران هست ، شما مطمئن باشید انرژی آن اتفاق بد را فرستاده اید که آن اتفاق به زندگیتان آمده است ، احتمالا آدم سپاسگزاری نبودید احتمالا راجع به زندگیتان خیلی غر میزدید که یک اتفاق بد در زندگیتان افتاده است ، پس همین جا به خودتان بگویید من از این به بعد فقط سپاسگزاری میکنم برای زندگیم ، من دیگر برای زندگیم غر نمی زنم ، اگر دیگر غر نزنید زندگی شما خیلی بهتر میشود ، زندگی شما خیلی قشنگ تر میشود فقط لازم است ما روی نعمت ها تمرکز کنیم ، پس دیگر قرار نیست غر بزنیم ، پس از این به بعد قرار هست به جای غر زدن سپاسگزاری کنیم، سپاسگزاری برای چیزهای که داریم و بعد نتیجه را در زندگیتان ببینید .

خیلی زود شاید در حد سه روز شاید در حد پنج روز اتفاق های خوب شروع می کند در زندگی شما اتفاق می افتد ، حال خوب شروع میکند به اتفاق افتادن ، برای خود من وقتی سپاسگزاری را شروع کردم این اتفاق افتاد که من سالهای سال نمیتوانستم آرام بخوابم ، نمیتوانستم خواب راحتی داشته باشم ، بیشتر از هشت یا نه سال من خواب راحتی نداشتم وقتی که می خوابیدم فردا صبح که از خواب بیدار میشدم خسته تر از شب قبل بودم چون کلی خواب بد دیده بودم ، وقتی که سپاسگزاری را شروع کردم اولین اتفاق مثبتی که دقیقا اولین روز برایم اتفاق افتاد این بود که وقتی شب خوابیدم ، فردا صبحش که از خواب بیدار شدم دیدم که من چقدر شب قبل راحت خوابیده ام ، چقدر در شب قبل آرام بوده ام ، این اولین اتفاقی بود که برای من افتاد . مطمئن باشید که شما هم اگر همین الان غر زدن را تمام کنید و شروع کنید به جای آن از چیزهایی که در زندگیتان دارید و آنها را دوست دارید حرف بزنید ، شما هم امشب را آرام می خوابید ، این اتفاقی بوده است که برای من افتاده است اتفاق های خوب بعد از آن را هم خواهید دید ، همه ی شمارا برای امروز به خداوند بزرگ میسپارم .

مریم اقبال

۰۲ دی ۱۳۹۷

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان قانون دعوت یکی از قاون های جذب - بخش دوم

حالا می خواهم راجع به یک قانون با شما صحبت کنم به اسم ((قانون دعوت)) ، قانون دعوت برای من حداقل خیلی قانون جالبی است . قانون دعوت این را به ما میگوید که هیچ چیز در این دنیا بدون دعوت وارد زندگی ما نمی شود. خدا به آن بزرگی و با آن همه مهر و محبتش را اگر وارد زندگیتان نکنید و اگر اجازه ورود به زندگیتان را به خداوند ندهید، هرگز خداوند بدون اجازه وارد زندگی شما نمی شود و در کار شما دخالت نخواهد کرد ، باید از خداوند کمک بخواهید ، باید از خداوند را به زندگیتان بخوانید، باید به او اجازه ی ورود به زندگی را بدهید تا وارد زندگیتان شود ، چرا این را میگویم چون خیلی از ماها بعضی وقت ها خودمان را به در و دیوار میزنیم تا کاری که میخواهیم به سرانجام برسد ، مخصوصا بزرگتر ها به در و دیوار می کوبند تا به یک چیزی که می خواهند برسند ولی در نهایت می بینند که نمیشود و بعد هم میگویند خدا خواست که ما نرسیم ، یا خدا نخواست که فلان اتفاق نیافتد و اصلا به این فکر نمیکنند که ما عملا به خدا اجازه ندادیم که وارد ماجرا بشود خودمان میخواهیم همه ی کارها را انجام بدهیم ، خودمان را به آب و آتش زدیم ولی یکبار به خدا نگفتیم خدایا من از پس همه ی این ماجرا بر نمی آیم بخشی از این ماجرا را که سهم من هست را انجام میدهم و برای بخش بزرگترش به کمک تو نیاز دارم و تو خود میدانی که من بدون کمک تو قادر به انجام هیچ کاری نیستم و بدانید که خداواند تنها بزرگواری است که هرگز بدون اجازه وارد زندگی نمی شود اما در عوض خداوند تنها بزرگواریست که با یک دعوت خیلی ساده ، با یک دعوت کلامی با یک دعوت ذهنی خیلی ساده وارد زندگی ما می شود کافی است ته ذهنمان ، ته قلبمان خیلی ساده و خیلی خشک و خالی به خدا بگویید خدایا من برای فلان کاری که میخواهم بکنم روی کمک تو حساب باز کرده ام ، خودت کمکم کن که در این ماجرا من سهمم را انجام دهم و باقی را میسپارم به تو، وارد زندگیم شو و وارد این ماجرام شو و به بهترین شکلی که خودت میدانی حلش کن !

به این میگویند قانون دعوت ، راجع به سپردن به خدا بعدا بیشتر صحبت میکنم چون الان میخواهم راجع به قانون دعوت صحبت کنم می خواهم راجع به قانون دعوت این را بگویم که خوبی ها بدون اجازه وارد زندگی ما نمی شوند حتما ما یک جایی در زندگیمان یک کاری کردیم که خودمان یا دیگری را خوشحال کردیم و حالا خوبی ها وارد زندگی ما شده اند، اجازه پیدا کرده اند که وارد زندگی ما شوند. واقعیتش این هست که بدی ها بدون اجازه وارد زندگی ما نمی شوند یک جایی من با فکر بد کردن با نا امیدی با ترسیدن با قضاوت اشتباه کردن با فکر های بد کردن بدی را به زندگیم دعوت کرده ام وگرنه بدی ها هیچ وقت بدون اجازه وارد زندگی ما نمی شوند، بدی ها هم در دنیای خودشان حساب و کتاب دارند . ما موفقیت را به زندگیمان دعوت کنیم که وارد زندگی ما شود چه طور ؟ با باور کردن خودمان با گفتن من میتوانم ، من انجامش میدهم ، من از پسش بر می آیم من این را میخواهم و به دستش می آورم با گفتن اینها ما موفقیت را به زندگیمان دعوت کردیم و آن موقع است که اجازه پیدا میکند که وارد زندگی ما شود.

من حال خوب را و خوشحالی را باید به زندگیم دعوت کنم تا وارد زندگیم شود چه طور؟ با سخت نگرفتن با اینکه همه چیز را عالی در نظر نگرفتن یعنی اصلا لازم نیست که همه چیز مطابق میل من باشد تا من خوشحال باشم من به خودم میگویم من میخواهم آدم خوشحالی باشم ، من میخواهم امروز در این مهمانی در این کلاس در این جلسه خوشحال باشم و به من خوش بگذرد با گفتن این جملات شما حال خوب را ، خوشحالی را به زندگی خودتان دعوت میکنید با گفتن دوستت دارم به مادرت ، محبت را ، عشق را به زندگیت دعوت میکنی ، حتی با نگاه کردن عاشقانه به مادرت ، به پدرت، به برادرت، به خواهرت محبت را و عشق را به زندگیت دعوت میکنی ....

میخواهم بگویم که همه چیزهای بد و همه چیزهای خوب در این دنیا برای اینکه وارد زندگی ما شوند نیاز به دعوت شدن از سوی ما دارند ، برای اینکه مریضی و بیماری وارد زندگی ما شود نیاز به دعوت دارد ، سرخود وارد زندگی ما نمی شوند من باید یک جایی قدر سلامتی ام را ندانسته باشم و مراقب سلامتیم نبوده باشم که بیماری را به زندگیم دعوت کرده باشم وگرنه همین طوری الکی بیماری سرخود وارد زندگی من نمیشود، خوب حالا که قانون دعوت را می دانیم ، حالا که میدانیم این هم یکی دیگر از قانون های دقیق این دنیاست میخواهیم از آن استفاده کنیم میخواهیم همین الان همین جا خوشبختی را به زندگیمان دعوت کنیم خوشبختی را با خندیدن ، با سپاسگزار بودن ، با حال خوب، با ورزش کردن، با مراقب خودم بودن، با محبت کردن به خودم و به اطرافیانم به زندگیم دعوت کنم. می خواهم سلامتی را با خوردن غذاهای مقوی، با ورزش کردن، با مراقب خودم بودن به زندگی دعوت کنم . میخواهم محبت را ، عشق را با جملات قشنگ گفتن به دیگران، با فکرای قشنگ کردن راجع به دیگران به زندگیم دعوت کنم . میخواهم موفقیت را با گفتن من خودم را باور دارم ، من از پسش بر می آیم من این را میخواهم و همه ی تلاشم را میکنم تا بهش برسم به زندگیم دعوت کنم میخواهم هر چیز خوبی که هست را به زندگی خودمان دعوت کنیم ما دیگر قانون دعوت را می دانیم و می دانیم برای اینکه هرچیزی وارد زندگی ما شود فقط کافیست یک لبخند بزنیم . به زندگیمان دعوتش کنیم همه ی شما را به خداوند بزرگ میسپارم.

مریم اقبال

۳۰ آذر ۱۳۹۷

با بازی خودت رو قوی کن :

امروز به این توجه کنید که شما چه چیزهایی را به زدگیتان دعوت کرده اید؟

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان قانون دعوت یکی از قاون های جذب - بخش اول

سلام به کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و قانون جذبی و همه ی دوستان خوبم در سایت و کانال تلگرام و پیج اینستاگرام کودک آفتاب. من مریم اقبال هستم و خیلی خوشحال از اینکه امروز هم می توانم درخدمت شما باشم و راستش خیلی خوشحال هستم به خاطر اینکه کم کم داریم به جاهای خوبش می رسیم کم کم یک ذره با این دنیا و قوانینش آشنا شدیم، حالا میتوانیم کم کم سپاسگذاری و قانون هایی که یک ذره بیشتر فکر میخواهند را شروع کنیم و تازه اتفاق های خوب قرار است برای ما شروع به اتفاق افتادن کنند . به امید خدا سپاسگذاری هایمان را که با هم شروع کنیم میبینیم که چقدر نعمت ، چقدر برکت و چقدر حال خوب وارد زندگی مان می شود ، آرزوهایمان معجزه وار وارد زندگی مان می شوند و من واقعا برای اینکه داریم به آن روز ها نزدیک می شویم که سپاسگذاری را شروع کنیم، واقعا از ته قلبم خوشحالم و باز هم تایید و تکرار می کنم که هیچ فرقی ندارد که شما چند سالتان باشد به امید خدا تمرین های سپاسگزاری را که شروع کنیم معجزه را به چشم خواهید دید و خیر و برکت به زندگی همه ی ما سرازیر می شود من سعی میکنم ساده تر بگویم که کودکان و نوجوانان عزیز هم متوجه شوند ولی واقعا فرقی ندارد که شما چند ساله باشید قانون هایی که در این دنیا هستند برای هر سن و سالی کار می کنند.

حالا بریم سراغ یکی از قانون های خیلی خوب این دنیا ، می خواهم یک قانون خیلی خوب به شما معرفی کنم ولی قبل از آن می خواهم راجع به این دنیا و دقت این دنیا صحبت کنم خوب همه ی ما میدانیم که ما داریم در دنیایی زندگی میکنیم که به شدت دقیق و به شدت بر اساس حساب و کتاب است ما هر روز در زندگیمان خورشیدی را میبینیم که فاصله ی خیلی زیادی از ما دارد ، حجم خیلی زیادی دارد و خیلی سنگین است ولی هر روز سر ساعتی که باید نه یک ثانیه این طرف نه یک ثانیه آن طرف طلوع می کند، هر روز همین خورشید به این سنگینی ، به این دوری و به این بزرگی سر یک ساعتی که باید غروب میکند بدون یک ثانیه تاخیر و بدون یک ثانیه جلو بودن ! ما داریم در دنیایی زندگی میکنیم که سال های سال ، که قرن هاست مهتاب در هر ماه بر اساس قاعده ی خاصی هلال می شود ، هلالش کم کم بزرگ میشود تا کامل بشود و بعد چند روز نیست و بعد دوباره هلالش پیدا میشود ، قرن هاست که این داستان دارد برای ماه اتفاق می افتد و هیچوقت از قرارش عقب نمانده است ، هیچوقت تخطی نکرده از چیزی که باید انجام شود و همیشه اطاعت کرده است .

واقعا جالب است که اینقدر این دنیا دقیق است ما میتوانیم یک موشک را به فضا بفرستیم و سر یک ساعت دقیقی منتظر این باشیم که به جای خاصی برسد ، بدانیم حتی سر چه ثانیه ایی می رسد . این خیلی جالب است که همه ی اینها با فرمول ، با حساب و کتاب می تواند به دست بیاید . ما قانون های خیلی زیادی در این دنیا داریم که با دقت بسیار زیاد و بدون خطا دارند اجرا میشوند ، همین قانون های جذب که سال های سال است دارند اجرا می شوند و مردمان خیلی زیادی قبل از ما آنها را شناخته اند و از آنها استفاده کرده اند و برای آنها کار کرده است و هنوزهم کار میکند ، مثلا در قانون های ریاضی مثل قانون ضرب هیچوقت دو دو تا پنج نشده است ( البته چون من اعتقادم بر این است که دو دوتای خداوند گاهی حتی ده تا و صدتا هم میشود چه برسد به چهارتا ولی در ریاضی هیچوقت دو دوتا بیشتر یا کمتر چهارتا نمی شود ، همیشه چهارتا می شود) . خلاصه میخواهم بگویم این دنیا خیلی دقیق است می خواهم بگویم این دنیا واقعا کارش درست است و قانون هایی هم که دارد مثل همین قانون بازتاب مثل همین که هر چیزی که به دنیا بدهید دنیا به سوی شما بر می گرداند واقعا دقیق هستند و هر چه شما بزرگ تر می شوید ، هر چه بیشتر از عمرتان می گذرد هرچی با تجربه تر می شوید بیشتر تایید می کنید که چقدر درست هستند .

مریم اقبال

۲۹ آذر ۱۳۹۷

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان محبت خیلی خوبه اما دلسوزی نه !

سلام به کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و قانون جذبی و همه ی دوستان خوبم در کودک آفتاب من مریم اقبال هستم و خیلی خوشحال از اینکه امروز هم می توانم درخدمت شما باشم . من در مطلب قبلی راجع به این صحبت کردم و گفتم که دلسوزی کردن برای دیگران کار اشتباهی است . احساس دلسوزی کردن برای دیگران اصلا احساس خداگونه ای نیست ! اصلا خدا گونه نیست که یک نفر مثلا نمی تواند راه برود و ما برای او احساس دلسوزی کنیم ، اگر یک نفر وضعیت مالیش خیلی بد هست و در وضعیت مالی مناسبی نیست ، ما برای او احساس دلسوزی کنیم . ما حتی گاهی برای خودمان هم احساس دلسوزی می کنیم و به این فکر می کنیم که مثلا من چقدر بدبختم که فلان چیز را ندارم ، من چقدر گناه دارم که فلان کس را در زندگی ام ندارم ، من چقدر گناه دارم که پدر و مادر من از همدیگر جدا شده اند و در یک خانه با هم زندگی نمی کنند . این یکی از بدترین کارهایی است که ما ممکن است در حق خودمان و یا دیگری انجام دهیم .

اما ممکن هست برای شما این سوال به وجود بیاید که خوب ما آدم هستیم ما انسان هستیم دلمان برای دیگران می سوزد، من میخواهم به شما بگویم که دلسوزی احساس خدا گونه ای نیست ، خداوند دوست ندارد که ما برای دیگران ، یا برای خودمان دلمان بسوزد ! حتما قبلا کسانی را دیده اید که مثلا در شرایط مناسبی نیستند ولی دوست ندارند کسی برایشان دلسوزی کند ، حتی بیشتر وقت ها آدم ها مشکلاتشان را پنهان میکنند چون دوست ندارند کسی متوجه مشکل آنها شود و بعد برای آنها احساس دلسوزی کنند. کسی از اینکه دیگران برای او احساس دلسوزی کند خوشحال نمی شود!

اما محبت یک احساس خداگونه است ، محبت کردن را با دلسوزی کردن جایگزین کنید ، محبت کردن یک فرقی دارد با دلسوزی کردن ، دلسوزی کردن بر این اساس است که پیش خودت به این فکر میکنی که مثلا من چه قدر بدبختم مامان و بابام از هم جدا شدند و یک احساس بدی به شما دست می دهد ولی در عوض میتوانید به خودتان محبت کنید و به خودتان بگویید که " درست است که والدین من از هم جدا شده اند اما من با خودم عهد میبندم که خودم را خوشبخت کنم ، آنقدر خوشبخت باشم که روزی به سخت های امروزم حتی فکر هم نکنم " یا مثلا به خودتان بگویید "حالا که من کسی را ندارم تا با او درد دل کنم من به خودم محبت میکنم و درددل های در یک دفتر خاطرات مینویسم و تمام چیزهایی که میخواهم به مادرم بگویم را در این دفتر مینویسم". این میشود محبت ، محبت به خودتان !

اگر شما دلتان برای کسی می سوزد که از لحاظ مالی خیلی ضعیف است اینبار برای او دلسوزی نکنید ! بلکه این بار محبت کنید ، چطور محبت کنم ؟ طوری که احساس بدی به او دست ندهد که مثلا چون وضعیت مالیش خوب نیست شما دارید به او کمک می کنید ولی می توانید با محبتتان به او ، با توجهتان به او ، با احترامی که به او میگذارید ، این احساس را به او منتقل کنید که اصلا برای من مهم نیست که وضعیت مالی تو چه شکلی هست تو باز هم برای من عزیزهستی ، تو باز هم برای من محترم هستی ! دلسوزی اصلا چیز خوبی نیست هم برای خودتان و هم برای دیگران ، می توانید وقتی یک گدا را در خیابان میبینید به جای اینکه برای او دلسوزی کنید و به او پول دهید می توانید به او احترام بگذارید مثلا یک آبمیوه برایش بخرید به او بگویید دوست عزیزم بیا باهم بشینیم و آبمیوه بخوریم ، اگر دلتان برای پدر بزرگ پیرتان می سوزد که خیلی پیر شده است به جای اینکه برای او دلسوزی کنید به او محبت کنید و یک روز تصمیم بگیرید که بشینید پای حرفایش با محبت ، با عشق ، با لبخند بشینید پای حرفاش ! همین و بس...

مثلا اگر کسی مریض است ،به جای اینکه دلسوزی برای او ، به او محبت کنید و به چشم یک بیمار به او نگاه نکنید به چشم یک آدم سالم به او نگاه کنید مطمئن باشید با این محبت دل او هم خوشحال تر می شود . فراموش نکنید با محبت دنیا جای قشنگ تری میشود.

مریم اقبال

۲۷ آذر ۱۳۹۷

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان عشق آری دلسوزی نه !

کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و استاد قانون جذب و همه دوستان خوبم در سایت کودک آفتاب سلام. من مریم اقبال هستم و خیلی خوشحال از اینکه که امروز هم میتوانم با شما باشم . امروز میخواهم راجع به یک فرهنگ دیگر در کشورمان صحبت کنم . در کشور ما وقتی بچه ای پدر ندارد ، بچه ای مادر ندارد ، وقتی بچه ای سالم نیست و یا آدمی سالم نیست ما برای آن شخص دلسوزی میکنیم ! ما همش احساس می کنیم که چقدر طفلک گناه دارد که پدر ندارد ، چقدر طفلک گناه دارد که مادر ندارد در حالی که خیلی از بچه ها در کشور های دیگر هستند که با یکی از والدینشان زندگی می کنند حتی پدر و مادرشان زنده هستند ولی آنها فقط با پدر یا مادرشان زندگی می کنند و احساس خوشحالی می کنند و احساس خوشبختی می کنند چرا؟! چون آنها تنها کسانی نیستند که این اتفاق برایشان افتاده است چون آنجا تک والدینی زیاد است و کسی برای کسی دلسوزی نمی کند ، چون الان روانشناسان می گویند که داشتن یک والد یعنی یک پدر یا یک مادر سالم خیلی بهتر از این هست که بچه در خانه ای زندگی کند که جفت پدر و مادر هستند ولی همیشه با هم دعوا دارند من می خواهم راجع به این صحبت کنم که اینها هیچکدام دلسوزی ندارد، اتفاقا باید خوشحال باشید برای آن بچه ، حتی اگر آن بچه خودتان هستید ، اگر من امروز بچه ای هستم که هشت سالم هست یا نه سالم هست و پدر یا مادرم را ندارم باید خوشحال باشم که آن یکی را دارم حتی اگر دوتاش را هم ندارم باید خوشحال باشم برای آن چیزهایی که دارم چون مطمئن باشید خدا هیچکس را بی پناه در این دنیا رها نمی کند .

خداوند از مادرمان هم بیشتر ما را دوست دارد از پدرمان هم بیشتر ما را دوست دارد مطمئن باشید که همیشه مواظب همه ی ما هست ، باور کنید شما یک چیزی در درون خود دارید که حتی خیلی ارزشش از پدر و مادر بیشتر است و خدا چیزی را در وجود شما گذاشته است که احساس کرده این نعمت را هم نداشته باشید می توانید از پس خودتان برآیید . اگر شما امروز مادر ندارید مطمئن باشید که خدا یک چیزی درون شما دیده است که به خودش گفته است این را که من میبینم می تواند از پسش برآید ، می داند با وجود نعمتی که در درون شما گذاشته است اگر مادر هم نداشته باشید اتفاقی برایتا نمی افتد . یک چیزی خیلی بزرگتر از سایرین در وجود شما هست .مطمئن باشید خدا برای هیچکس پارتی بازی نمی کند ، خداوند عادل است و نعمتش را برای همه به صورت مساوی تقسیم کرده است یعنی اگر امروز شما یک چیزی را ندارید یک چیز بیشتر یک جای دیگر دارید ، خیلی سخت هست گفتنش ، خیلی سخت هست توضیح دادنش ، امیدوارم منظورم را توانسته باشم که برسانم ولی از این به بعد وقتی خودتان یا دوستتان یا هرکسی را می بینید که چیزی ندارد به چیزهایی که دارد فکر کنید اگر کسی را روی ویلچر می بینید به این فکر نکنید که توانایی راه نرفتن ندارد به این فکر کنید که چه تواناهایی دارد به این فکر کنید چه صبری ، چه حوصله ای و چه توانایی خاصی دارد!

یکی از آدم هایی که من خیلی دوست دارم در کشورمان خانمی هست به نام زهرا نعمتی ، این خانم ورزشکار هستند ، حتما راجع به او سرچ کنید، خانم زهرا نعمتی در یک حادثه ای نعمت راه رفتنشان را از دست داده اند ولی هر موقع ایشان را می بینید دارد میخندد همیشه شاد هست و تعداد زیادی مقام قهرمانیِ ورزشی دارد ، ایشان واقعا نمونه ی یک آدم سپاسگزار هستند ، سپاسگزار سال هایی هستند که می توانستند روی پاهایشان راه بروند ، امروز اگر نمیتوانند راه بروند سپاسگزار بقیه چیزهایی هستند که در زندگیشان دارند ، من امروز می خواهم سپاسگزاری کنم برای سلامتی روح و جسمم برای سلامتی پاهایم امروز دوست دارم واقعا یک ذره به بدنم عشق دهم ، امروز دوست دارم از پاهایی سپاسگزاری کنم که در تمام روزهایی که از عمرم رفته است همراهم بودند و من را به جاهای مختلف بردند و از خدایی سپاسگزاری کنم که این پاهای سالم را به من داده است ، امروز می خواهم از دست هایی سپاسگزاری کنم که در تک تک روزهای عمرم کمک و همراه من بودند بدون هیچ توقعی ، بدون هیچ زیاده خواهی ، بدون هیچ شکایتی حتی جاهایی که من به فکرشان نبودم آنها به فکر من بودند یک جاهایی من از خودم به درستی مراقبت نکردم یک چیز خیلی سنگینی برداشتم ولی دست های من بدون شکایت همیشه کنار من بودند و همیشه به فرمانی که بهشان دادم گوش دادند از دست هایم سپسگزارم و از خدایی که این دست های سالم را به من داده است ممنونم ! امروز میخواهم بابت انگشتهایم از خدا سپاسگزاری کنم بابت انگشت هایی که با آنها خیلی کارهای خاطره انگیز انجام دادم، با آنها متن های قشنگ نوشتم اسم خودم را، اسم مادرم را ، اسم خداوند را ، اسم پدرم را نوشتم می خواهم ازآنها سپاسگزاری کنم برای تمام کمک هایی که به من کرده اند بدون هیچ توقعی ، بدون هیچ شکایتی ! همیشه با من بوده اند و بدون اینکه حتی یکبار از آنها درست حسابی سپاسگزاری کرده باشم ، همیشه کنار من بودند . برای موهای زیبایم که به صورت من زیبایی داده اند نباید سپاسگزار باشم ! برای حافظه ام نباید سپاسگزار باشم ! وقتی چهره ی مادرم را به یاد می آورم ، وقتی چهره ی دوست هایم را به یاد می آورم وقتی حرف های قشنگی که شنیدم را به یاد می آورم باید تا می توانیم بابت همه ی اینها سپاسگزار باشیم و به این فکر کنیم که چه چیزهایی در زندگیمان داریم. مطمئن باشید که با فکر کردن به چیزهایی که در زندگیمان داریم چیزهای بسیار بیشتری را به سمت خودمان می کشانیم . پس امروز در هر وضعیتی که هستید سپاسگزاری را شروع کنید و اگر چیزی هست که ندارید مطمئن باشید راه خوشحالی بودن راه خوشبخت بودن فقط این هست که به چیزهایی که دارید فکر کنید نه اینکه یک عمر بشینید برای چیزهایی که ندارید غصه بخورید !

مریم اقبال

۲۶ آذر ۱۳۹۷

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان تمرینِ اول مثبت اندیشی - توجه

سلام به دوستان عزیزم در کودک آفتاب که تا حالا باید با انجام تمرین ها برای خودتون یک پا استاد قانون جذب و مثبت اندیشی شده باشید . امروز به شما یک تمرین میدهم ، یک تمرین که برای خوشبخت شدن لازم و ضروری است و امکان ندارد کسی هر روز این تمرین را انجام بدهد و خوشبخت نباشد . تمرین به این شکل هست که اگر شما پدر و مادر هستید از فرزند خود بخواهید هر شب برای شما اتفاق های خوب آن روز را بازگو کنند ، بگویند که چه اتفاق های خوبی در طول روز برایشان افتاده است و اگر شما خودتان فرزند هستید هر روز اتفاق های خوبتان را در یک کاغذ بنویسید .

میدانید چرا این تمرین آدم را خوشبخت میکند ؟! چون ذهن به این مدل هست که وقتی روی یک چیز تمرکز کنیم فقط آنها را می بیند برای شما مثال میزنم ؛ همین الان بروید در یکی از اتاق خواب های که در خانه تان دارید و همه ی چیزهایی که رنگشان آبی هست را به ذهنتان بسپارید ، خوب اطرافتان را نگاه کنید و همه ی چیزهایی که رنگشان آبی هست را به ذهنتان بسپارید خوب حالا که از اتاق بیرون آمدید چیزهایی که قرمز هستند را بگویید ؟! می بینید که اصلا به چیزهایی که قرمز بوده اند توجه نکردید . ذهن شما قرمز ها را در نظر نگرفته و تنها آبی ها را دیده است، فقط آبی هارا در نظر گرفته است به همین ترتیب وقتی به شما میگویم روی چیزهای مثبت تمرکز کنید ، ناخودآگاه دیگر به چیزهای منفی فکر نمی کنید و این یعنی ((ذهن مثبت گرا)) یعنی ذهنی که مثبت ها را می بیند و ذهن مثبت گرا یعنی خوشبختی ، دوست دارم همین حالا در اینترنت بزنید مزایای ذهن مثبت گرا ! اگر بتوانید به انگلیسی بزنید که واقعا عالی می شود ، می بینید که یک ذهن مثبت گرا و مثبت اندیش چطوری آدم را خوشبخت می کند ، آدم را موفق می کند آن هم برای همه ی عمر ! پس فقط سعی کنید مثبت ها را ببینید ، فقط سعی کنید تمرکزتان روی چیزهای مثبت روزتان باشد ، روی لحظه های باشد که خندیدید ، روی لحظه هایی باشد که خوشحال بودید ، روی لحظه هایی باشد که اتفاق های خوبی برایتان افتاده است ، اینطوری تضمین می کنید که اتفاق های خوب هرروزتان بیشتر از روز قبل می شود و یک چیز دیگر اینکه دوست دارم راجع به ذهن مثبت گرا و این تمرین به شما بگویم این هست که هر شب قبل از اینکه بخوابید به اتفاق های خوب آن روزتان فکر کنید ، این کار باعث می شود حتی راحت تر بخوابید وقتی می خوابید خواب های بد نبینید و خواب های خوب ببینید یکبار دیگر میگویم فرقی ندارد شما چند سالتان باشد ، فرقی ندارد شما پدر و مادر هستید یا شما فرزند هستید این تمرین برای همه کار میکند این تمرین نه ، تمام حرف هایی که من در کانال و سایت کودک آفتاب میگویم برای همه جواب میدهد فقط من دارم سعی میکنم یک ذره راحت تر ، یک ذره ساده تر ، یک ذره با گویش بچه گانه تر، بگوییم که آنهایی هم که کودک تر هستند متوجه شوند همه ی شما را به خدا میسپارم خدانگهدار همتون باشد.

مریم اقبال

۲۲ آذر ۱۳۹۷

با بازی خودت رو قوی کن :

ذهنتان را بر روی این موضوع متمرکز کنید که هر چیز یا هر کسی را که میبنید به خوبی ها و نکات مثبتش تمرکز کنید.

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان خدایا برای همه چیز شکرت

سلام به کودکان و نوجوانان مثبت اندیش و قانون جذبی و همه دوستان خوبم در سایت کودک آفتاب من مریم اقبال هستم و خیلی خوشحال از اینکه که امروز هم میتوانم در خدمت شما باشم امروز میخواهم با شم راجع به این صحبت کنم که ما چقدر پر توقع هستیم. ما در فرهنگمان یک چیزی داریم که میگوید هرچقدر کمتر بخواهید قانع تر هستید (البته من با این هم مخالف هستم که آدم باید در این دنیا قانع باشد و دنبال بیشتر نرود و بر عکس آدم در این دنیا باید بخواهد وقتی این همه نعمت هست چرا نباید آدم بخواهد ولی راجع به این موضوع بذارید بعد صحبت کنیم ) حالا امروز میخواهم راجع به این صحبت کنم که ما چقدر پرتوقع هستیم و چرا پر توقع هستیم ؟! چون همه ما یک سری چیزها در زندگیمان داریم ، حتی آنهایی که فکر می کنیم یک سری از چیزها را نداریم ، نعمت های زیادی هست که داریم . مثال میزنم ؛ همه ی ما چشم داریم ولی هر روز به این فکر نمی کنیم که اگرچشممان سالم است خدا را شکر کنیم چون این یک نعمت اضافه هست که خدا به ما داده است و میتوانست ندهد ، میتوانست چشم های من سالم نباشد ، ولی خدا را شکر امروز دوتا چشم سالم دارم ، همه ی ما می توانیم راه برویم ولی فکر می کنیم این یک چیز خیلی معمولی هست چون همه میوانند راه بروند و اصلا به اینفکر نمیکیم که ما تصمیم میگیریم حرکت کنیم و خیلی آنی مغز ما فرمان می دهد و بدن ما حرکت میکند ، خیلی نعمت بزرگ و عجیبی هست که در یک لحظه تصمیم بگیری حرکت کنی و فرمانی که تصمیم گرفتی میرود به مغزت و مغزت آن فرمان را میفرستد مثلا به پای شما یا به بدنتان و شما حرکت میکنید . ما فکر می کنیم این خیلی چیز معمولی هست ، خیلی چیز عادی هست ، چون همه میتوانند حرکت کنند ، همه میتوانند راه بروند ، ولی به این فکر نمی کنیم که میتوانستیم با این سلامت اصلا به دنیا نیاییم و امروز اگر سالم هستم خداروشکر که این سلامت را دارم ، میتوانستم این سلامت از دست داده باشم.

به این فکر نمی کنیم که اگر سایه پدر روی سر من هست خیلی باید سپاسگزار باشم ، حتی بعضی از ماها پدرشان را توی خیلی سن کم مثلا ده سالگی از دست داده اند همیشه از این ناراحت هستند که چرا من پدرم را از دست دادم به این فکر نمی کنند که من ده سال نعمت پدر را داشتم خدایا شکرت من تا ده سالگی پدر داشتم . ولی همه ی ما مدام از خدا می پرسیم چرا من پدرم را از دست دادم ، چرا من مادر ندارم ، یا چرا به اندازه کافی زیبا نیستم ، گاهی ما سالم هستیم و کاملا سالم هستیم از این ناراحتیم چرا من خیلی زیبا نیستم ! همه ی ما زیبایی های خودمان را داریم من میتوانم بخوانم و بنویسم درحالی که اگر فقط صد سال پیش ، پنجاه سال زودتر به دنیا می آمدم امکان اینکه باسواد باشم خیلی کمتر از حالا بود و آن موقع خیلی افراد باسواد کمتر بودند ولی من این شانس را داشتم که در زمانی به دنیا بیام که افراد همه با سواد هستند ، من این شانس را داشتم که در زمانی به دنیا بیام که اینترنت وجود داشته باشد من خیلی این روزها میشنوم که میگویند زمان ما اصلا زمان خوبی نیست ، قدیم ترها همه خوشحال تر بودند ، خوب آن خوشحالی را شما می توانید در وجود خودتان بسازید . برعکس من فکر میکنم ما خیلی خوش شانسیم که در این زمان به دنیا آمدیم ما خوشبختیم چون در زمانی به دنیا آمدیم که خیلی از کارهای ما را تکنولوژی برای ما انجام می دهد ما لازم نیست زمان با ارزش خودمان را برای آنها تلف کنیم ، این یعنی خوشبختی ، این یعنی من زمان بیشتری میتوانم کنار خانواده ام باشم ، من میتوانم با یک دکمه خرید اینترنتی کنم ، از هرجای دنیا یا از هر جای کشورم این یعنی خوشبختی ، من میتوانم زیر نور چراغ در هر ساعت شبانه روز هر کاری که دوست دارم انجام دهم ، فقط صد سال پیش این نعمت وجود نداشت ، حداقل در ایران وجود نداشت ! در خاطرات خیلی از مادر بزرگ های ما هست که با چراغ نفتی یا شمع شب هایشان را روشن می کردند . ولی ما امروز این نعمت داریم که زیر نور چراغ باشیم .

خیلی از ماها که سنمان بیشتر است یادمان می آید که آن موقع ها همه ی ایران گاز کشی نبود و باید از نفت استفاده می کردیم . همیشه آب حمام گرم نبود ولی ما الان همیشه آب گرم داریم ، همه ی اینها یعنی نعمت !!...

اینکه قلب من سالم کار میکند یعنی نعمت ، این یعنی اینکه خدا یک چیز اضافی به من داده است ! ولی ما فکر می کنیم ما باید این چیزها را داشته باشیم و اگر نداشته باشیم احساس بدبختی می کنیم ، در حالی که اگر ما یک چیز کوچک هم در زندگیمان نداریم باید بقیه چیزها را ببینیم که خدا به ما داده است . مطمئن باشید خیلی زود می بینید که اولا خیلی چیزها در زندگیتان دارید . من یادم هست روزی که شروع به سپاسگزاری کردم ، وقتی اولین بار خواستم شروع کنم به نوشتن ، هیچ چیزی به ذهنم نمی آمد ؟! با خودم میگفتم خب سپاسگزاری کنم که پاهای سالمی دارم ، خب همه دارند، پیش خودم میگفتم خب سپاسگزارم که من چشمهای سالمی دارم خب همه دارند ولی وقتی خودم را مجبور کردم که بنویسم ، دیدم چشمم چقدر باز شد ، انگار واقعا یک جفت چشم جدید به من داده شد یک جفت چشمی که قبلا هرگز نمی دیدند چقدر من در زندگیم نعمت دارم ، هرگز نمی دیدند که من اگر امروز در این دنیا در این عصر و در این دوره زندگی میکنم باید سپاسگزار باشم چون خیلی نعمت دارد ،خیلی برکت دارد ، من یک لپ تاپ دارم که با آن لپ تاپ میتوانم خیلی کارها بکنم ، هم میتوانم سرگرم باشم ، هم میتوانم خیلی چیزها یاد بگیرم ، هم میتوانم با اینترنتی که دارد به تمام دنیا وصل شوم ، هم میتوانم کارهایم را انجام دهم و پول در بیاورم . همه ی اینها یعنی نعمت ، یعنی برکت ….

وقتی شروع کردم به سپاسگزاری تازه چشمم چیزهایی را که داشتم دید ، اوایلش سخت بود، من خودم را مجبور کرده بودم که روزی ده تا سپاسگزاری بنویسم دقیقا همان طوری که در کتاب معجزه سپاسگزاری میگوید ، باورکنید بعضی وقت ها سه الی چهار ساعت طول می کشید تا من آن ده تا نعمت را پیدا کنم ولی وقتی خودم را مجبور کردم به نوشتنشان آن موقع معجزه زندگی من اتفاق افتاد ، آن موقع فهمیدم من چقدر باید سپاسگزار باشم و من چقدر خوشبختم ، چون خیلی نعمت در زندگیم دارم با اینکه من پدر ندارم ولی امروز خوشحالم که من سال های خیلی زیادی پدر داشتم ، پس بیاید به خاطر چیزهایی که داریم سپاسگزار باشیم مطمئن باشید وقتی سپاسگزار باشید خیلی چیزها به زندگیتان می آید ، حداقل به زندگی من و تمام آدم هایی که قبل از من سپاسگزاری کردند آمده است پس مطمئن باشید به زندگی شما هم می آید.

مریم اقبال

۰۵ آذر ۱۳۹۷

با بازی خودت رو قوی کن :

به داشته هایم فکر کنم

آموزش قانون جذب به کودکان و نوجوانان مولانا و قانون جذب

سلام به اعضا سایت و کانال تلگرامی کودک آفتاب . خوشحالم که با تمرین های قانون جذب و روش های مثبت اندیشی حالا کودکان و نوجوانان شادتری هستید و از خوندن پیام هاون واقعا لذت میبرم . وقتی ما شعرهای مولانا را می خوانیم متوجه می شویم ، که مولانا واقعا این دنیا را و قانون های موجود در این دنیا را با خرد با حکمت می شناسد و هیچ گاه از روی تعصب حرفی را نزده است . از روی اینکه دین دار محض باشد یا فقط از جنبه ی دین به مسائل نگاه کند صحبتی نکرده است بلکه واقعا دین دار و دنیا شناس خردمند بوده است . برای همین است که بعد از این همه سال هنوز هم شعرهایش به دل همه منشیند و آدم وقتی می خواند فقط به این فکر می کند که چقدر این انسان خردمند بوده است، اما این شعری را که امروز میخواهم راجع بهش صحبت کنم غزل شماره ۷۱۲ است و با این بیت شروع می شود :

                      خوش باش که هر که راز داند
                                          داند که خوشی ، خوشی کشاند
                      شیرین چو شِکَر باش تو شاکر
                                          شاکر هر دم شِکَر ستاند
                      شٌکر از شِکَر است آستین پر
                                          تا بر سر شاکران فِشاند

ما در فرهنگمان یک باور اشتباهی داریم که فکر می کنیم اگر بیشتر بخندیم یک اتفاق بدی می افتد ، اگر زیاد بخندیم بد است ، همش نگران این هستیم که خوشی هایمان را مخفی کنیم که چشم نخوریم ، که یک موقع باعث نشود این خوشی ها از زندگی ما کم شوند . مثال میزنم ، من وقتی شروع کردم و سپاسگزاری های خودم را نوشتم دیدم که من واقعا میترسم از اینکه این سپاسگزاری ها را بنویسم چون فکر می کردم اگر آنها را بگویم (حتی با خودم) باعث می شوند که چشم بخورم و آنها از من گرفته شوند . واقعا این یک بار اشتباه هست و باید سعی کنیم این را از خودمان دور کنیم .

در این شعر مولانا میگوید " خوش باش که هرکه راز داند ، داند که خوشی ، خوشی کشاند " شاید منظور مولانا از راز در این بیت همین قانون جذب باشد ، همین قانون بازتاب و مثبت اندیشی باشد ، منظورش این است که اگر راز این دنیا را بدانید می دانید که هر چقدر خوشتر باشید خوشی های بیشتری بسمت شما می آید ، همان طوری که ما می گوییم : پول ، پول را می کِشد ،خوشی هم خوشی را می کِشد یعنی اگر ما خوشحال باشیم آن خوشی ، خوشی های بیشتری بسمت ما می کِشد .

" شیرین چو شِکَر باش تو شاکر، که شاکر هر دم شِکَر ستاند" در این بیت دارد به ما میگوید اگر یاد بگیریم سپاسگزار باشیم و شٌکرگزار چیزهایی که داریم باشیم ، خداوند ، این دنیا و قانون های این دنیا شِکَر و شیرینی و شادی و خوشحالی و نعمت های بیشتری بسمت ما می آیند ، در بیت بعد میگوید " شُکر از شِکَر است آستین پر " یعنی اگر شٌکر کنید آستین شٌکرگزاری پر از شِکَر و آشتی است و این شِکَر روی سر تمام آدم های سپاسگزار می ریزد . دنیا خیلی قشنگ است آدم وقتی بهش فکر میکند خیلی احساس خوبی به آدم دست می دهد وقتی بدانی تو هرچقدر خوشحال تر باشی ، دنیا خوشی های بیشتری سمت تو می آورد ، حتی اگر امروز در وضعیت خوبی نیستم باید سعی کنم سپاسگزار و خوشحال باشم چون نه تنها مولانا بلکه قرآن کریم ، بلکه انجیل متی هم همین را می گویند . ما در انجیل هم داریم که هرچه بیشتر سپاسگزار و قدر دان باشی به تو بیشتر می دهیم و هرچه که کمتر سپاسگزار باشید هر چه که دارید هم از شما گرفته می شود و در قرآن هم داریم که آدمهای سپاسگزار خوشحال هستند و شاد هستند و آدم هایی که سپاسگزار نیستند درد و غم دارند .

این یک واقعیت این دنیاست که خوشبختی (داشتن چیزهای زیاد نیست) چه بسیار دیده ایم در این دنیا به لطف اینترنت ،به لطف همین شبکه های اجتماعی ، ما چندتا آدم پولدار می شناسیم که خیلی خوش قیافه هستند ، خیلی پولدار هستند ، بازیگر هستند ، هنرمند هستند ، یک عالمه پول دارند ، یک عالمه زیبایی دارند ولی باز هم خودکشی کردند به این علت که احساس کردند دیگر نمی توانند با غم هایشان کنار بیایند ، خیلی زیاد داریم از این نمونه ها در دنیا! بیاید از آن ها عبرت بگیریم ، از آنها یاد بگیریم که خوشبختی داشتن چیزهای زیاد نیست بلکه خوشبختی یعنی چیزهایی که دارم را می بینم . همه ی ما یا اغلب ما ، دوتا چشم قشنگ داریم برای دیدن ولی هیچ وقت نمی بینیم چه چیزهایی داریم!!! در مطلب بعد با شما راجع به این صحبت میکنم که ما چقدر آدم های پرتوقعی هستیم و چقدر فکر می کنیم چیزهایی که داریم را باید داشته باشیم و آنها حق همیشگی ما هستند . کودک آفتابی ها عزیز خدنگهدار.

مریم اقبال

۰۳ آذر ۱۳۹۷

با بازی خودت رو قوی کن :

هر روز صبح از خود بپرسید بابت چه چیزهایی که در زندگی دارید ، سپاسگزارید ؟

تازه ها در کودک آفتاب

داستان بچگانه آموزنده

موشی که...

همه رده های سنی کودک